مبانی علم اقتصاد- ویژه فراگیران پژوهشکده بیمه
مقدمه:
علم عبارت از مشاهده حقایق خاص، انتخاب و طبقه بندی اطلاعات مربوطه و استفاده از این دو برای تعمیم می باشد. دانشمندان قوانینی ارائه کرده اند که در شرایط خاص همواره صادق می باشند و از آنها می توان برای تحلیل وضعیت های جدید استفاده کرد. با توجه به تعریف فوق از علم، اقتصاد نیز میتواند رشته ای از علوم باشد، زیرا در این علم نیز ما حقایق را مشاهده کرده، اطلاعات مربوطه را انتخاب و طبقه بندی نموده و برای تعمیم از آنها استفاده می کنیم.
در این درس سعی خواهد شد مبانی و کلیات علم اقتصاد و رابطه و تاثیر آن در صنعت بیمه بررسی گردد و نهایتا ماهیت موضوع برای شما فراگیران معزز روشن گردد.
تعریف اقتصاد:
اقتصاد به وضعیت یک کشور یا منطقه از نظر تولید و مصرف کالاها و خدمات و عرضه پول گفته می شود و در منابعی دیگر تحت عنوان مدیریت دقیق منابع موجود یاد می شود.دیکشنری کمبریج، اقتصاد را "سیستم تجارت و صنعت که به وسیله آن ثروت یک کشور ساخته و استفاده می شود" ، تعریف می کند.
همچنین؛
اقتصاد به صورت "شبکهای از تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و مصرفکنندگان کالاها و خدمات در یک مکان، منطقه یا کشور" تعریف شدهاست.
صنعت بیمه به عنوان یک نهاد مالی، از یک سو منجر به اطمینان و تسهیل فعالیتهای اقتصادی و از سوی دیگر به عنوان یک موسسه مالی منجر به تقویت بنیه اقتصادی کشور میگردد.
اقتصاد بیمه، به تجزیه و تحلیل اقتصادی تصمیمگیری در شرایط ریسکی، مدیریت ریسک و تقاضای بیمه توسط افراد و شرکتها در سمت تقاضای بیمه و همچنین اهداف دنبال شده و ابزارهای مدیریتی مورد استفاده توسط شرکتهای بیمه میپردازد.
دانشهای مرتبط با اقتصاد:
امروزه، طیفی وسیعی از حوزههایِ مختلف علوم اجتماعی از جامعه شناسی "جامعهشناسی اقتصادی" و"تاریخ اقتصادی"گرفته تا انسانشناسی "انسانشناسی اقتصادی" و جغرافیا "جغرافیای اقتصادی" به بررسی و تجزیه و تحلیل جنبههای مختلف اقتصادی حیات جمعی انسانها میپردازد.
برای کار در صنعت بیمه، بایستی نسبت به سایر علوم احاطه داشت و برای توسعه اجتماعی و کسب و کار بیمه، بکار گرفت. می توان به حوزه هایی چون جامعه شناسی، روان شناسی، مردم شناسی، دیپلماسی اقتصادی، علوم سیاسی، حقوق بین الملل که به صورت مستقیم و غیر مستقیم با بیمه گره خورده، اشاره نمود. فراگیری این حوزه ها و کاربرد آن در صنعت بیمه از یک نماینده بیمه تا رییس هیات مدیره شرکت بیمه، الزامی ست.
اصطلاحات مهم اقتصادی:
تولید:
هر عملی که در اقتصاد باعث ایجاد ارزش افزوده روی کالا گردد تولید نامیده میشود. به عبارت دیگر تبدیل ماده خام به ماده مطلوب که سبب افزایش ارزش ماده خام به ماده با ارزش میشود، را تولید مینامند.
صنعت بیمه می تواند در اقتصاد بعنوان ایجاد کننده ارزش افزوده نقش آفرینی کرده و جامعه را از بحران های مختلف اجتماعی و اقتصادی مصون می دارد.
ناخالص:
در حسابداری ملی منظور از ناخالص، ارقامی است که استهلاک از آن کسر نمیگردد. اگر استهلاک از تولید کسر شود، تولید خالص را به ما نشان میدهد. استهلاک شامل فرسودگی ناشی از کار طبیعی ماشین آلات، یا ناشی از عرضه ماشین آلات با فناوری جدید (مد) و فرسودگی ناشی از اتفاقاتی چون آتشسوزی و… میباشد.
ملی:
همه افراد با ملیت خاص را شامل میگردد. به عنوان مثال اگر ایرانیان مقیم آمریکا درآمدی داشته باشند و آن را به ایران منتقل کنند، جزء تولید ناخالص ملی ایران محسوب خواهد شد؛ ولی اگر افغانها در ایران درآمدی کسب کنند در صورتی که درآمد خود را به کشور خودشان انتقال دهند و در آنجا مالیات بدهند، جزء GNP ایران محسوب نمیشود.
ارزش افزوده:
ارزش تولیدات یک بنگاه به کسر ارزش نهادههای خریداری شده از دیگر بنگاهها را ارزش افزوده میگویند. اساساً ارزش افزوده، به حاصل جمع درآمد عوامل (یعنی دستمزد، سود، بهره و اجاره) در هر زمینه اقتصادی گفته میشود.
بودجه:
دستورالعمل تخصیص منابع یک سازمان به بخشهای مختلف آن است که برای دستیابی به اهداف تعیین شده به کار میرود و از هدر رفت منابع و فساد و هرج و مرج سازمانی جلوگیری میکند.
اقتصاد کسب و کار:
در اقتصاد کاربردی از تئوریهای اقتصادی و روشهای کمی برای آنالیز شرکتهای تجاری و عوامل مؤثر در ساختار سازمانی، روابط شرکتها با بازار کار، بازار سرمایه و محصولات استفاده میکند. اقتصاد کسب و کار بخشی جدایی ناپذیر از اقتصاد سنتی است، که با بهرهگیری از مفاهیم اقتصادی به توسعه کسب و کار کمک مینماید. اقتصاد کسب و کار از علوم کاربردی است، که یک ابزار تصمیمگیری مدیریتی و برنامهریزی برای مدیران بشمار میآید. به عبارت دیگر، اقتصاد کسب و کار، استفاده از اقتصاد کاربردی در مدیریت کسب و کار میباشد.
اقتصاد کسب و کار از نکات بسیار اساسی در توسعه و پایداری بخشیدن به نمایندگی بیمه است.
سرمایه:
عبارت است از حق صاحبان یک مؤسسه نسبت به باقیمانده دارایی مؤسسه مذکور.
از نظر حسابداری این مبلغ از کم کردن بدهیهای مؤسسه از جمع دارایی آن بدست میآید. بعبارت دیگر پس از پرداخت تمام بدهیها و تعهدات یک مؤسسه آنچه از دارایی باقی میماند متعلق به صاحب یا صاحبان سرمایه مؤسسه است.
اقتصاد باز:
اقتصادی است که فعالیتهای اقتصادی بین اجتماع درون آن و بیرون از آن وجود دارد (اشخاص و حتی کسبوکارها میتوانند خدمات و فرآورده ها را با سایر افراد و کسبوکارهای جامعه بینالمللی تجارت کنند و منابع مالی میتوانند از پس مرزها به منظور سرمایهگذاری جریان داشته باشند).
در اقتصاد باز، تاکید خاص بر بخش تجارت خارج و سرمایه گذاری بخش خصوصی خارجی است.
فعالیت در حوزه های اتکایی شرکتهایی چون سوییس ری، مونیخ ری را بعنوان متغیرهای موجود در حوزه اقتصاد باز می شود در نظر گرفت.
اقتصاد بسته:
عدم ارتباطات تجاری با سایر کشورها منجر به اقتصاد بسته می گردد و آسیب هایی چون ایجاد رانت و قشری گری دارد.
عدم وجود بازار اتکایی خارجی و عدم واگذاری اتکایی خارجی از مصادیق اقتصاد بسته در کشور ماست.
بازار مشترک:
جامعه اقتصادی اروپا (EEC) یا بازار مشترک یک سازمان بینالمللی ایجاد شده در توافقنامه رم در سال ۱۹۵۷ بود. هدف این اتحادیه یکپارچگی اقتصادی و بازار مشترک در میان شش عضو مؤسس شامل بلژیک، فرانسه، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند و آلمان غربی بود. گاهی نیز در جوامع انگلیسی زبان از این اتحادیه با نام بازار مشترک نام برده میشد. گاهی نیز به آن اتحادیه اروپایی گفته میشد، حتی پیش از آنکه این اتحادیه در سال ۱۹۹۳ رسماً به این نام تغییر نام دهد. جامعه اقتصادی اروپا رونق بسزایی به اروپای غربی در دوران جنگ سرد بخشید و آنرا به صورت یک قدرت متوسط درآورد.
بیمه های کنسرسیومی در بین شرکتهای بین المللی، مصداق بارز بازار بیمه مشترک می باشد.
رقابت:
اغلب متضاد همکاری در نظر گرفته میشود، با این حال در دنیای واقعی مخلوطی از همکاری و رقابت، هنجار است.
رقابت همچنین یک اصل مهم در اقتصاد بازار و کسب و کار است که اغلب با رقابت کسب و کار در ارتباط است چرا که اکثر شرکتها در رقابت با حداقل یک شرکت دیگر در همان گروه مشتریان هستند. همچنین رقابت در داخل یک شرکت معمولا با هدف بزرگتر رسیدن به کیفیت بالاتر خدمات یا بهبود محصولاتی که شرکت ممکن است تولید یا توسعه دهد، تحریک میشود.
رقابت در صنعت بیمه، بیشتر بر مبنای ماکیاولیستی هست، آنچه که ضروری ست، دعوت فعالان صنعت بیمه به اصل "نوع دوستی و انسان دوستی" در توزیع پرتفوی می باشد.
مصرف:
خرید نهایی از کالاها و خدمات توسط افراد به منزله مصرف در نظر گرفته میشود در حالی که انواع دیگر هزینهها (به عنوان مثال سرمایهگذاری ثابت، مصرف متوسط، و هزینههای دولت) در دستههای جداگانه مد نظر قرار می گیرد. اقتصاددانان به رابطه ویژه بین مصرف و درآمد بسیار علاقهمند هستند که در نتیجه باعث شده تا تابع مصرف در علم اقتصاد نقش مهمی را ایفا کند. در مکاتب مختلف، اقتصاددانان تولید و مصرف را متفاوت از هم تعریف میکنند.
بیمه شخص ثالث و خوادث سرنشین خودرو، بعنوان یک بیمه مصرفی، برابر قانون قلمداد می گردد که دارنده وسیله نقلیه اجبارا وسیله نقلیه خود را بایستی بیمه نماید.
منابع تولید:
در علم اقتصاد مجموعه عواملی که موجب ایجاد کالاها و خدمات میشوند، منابع یا عوامل تولید نام دارند. از ترکیب انعطافپذیری و قابلیت تغییرپذیری مزیت عوامل تولید، میتوان کالاهای متنوعی تولید کرد. این منابع به منابع تولیدی اقتصادی نیز معروفاند. برخی منابع، مانند اکسیژن موجود در هوا فراوان بوده و افراد برای دریافت آنها پولی پرداخت نمیکنند. منابع تولید اقتصادی عبارتند از: منابع طبیعی؛ منابع انسانی؛ سرمایه مادی.
معیار و شاخص های اندازهگیری اقتصاد:
- مخارج مصرفی
- نرخ ارز
- تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product) GDP
- تولید ناخالص ملی GNP (Gross national product)
- بازار سهام
- نرخ بهره
- بدهی ملی
- نرخ تورم
- بیکاری
- تراز تجاری
تولید ناخالص داخلی GDP (Gross Domestic Product)
مهمترین متغیری است که در تجزیه و تحلیلها و ارزیابیهای اقتصاد کلان از آن استفاده میشود و در ایران برابر با: کل ارزش ریالی محصولات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین (سالانه یا فصلی) است. درواقع، تولید ناخالص داخلی یک متغیر روانه است که عدد آن برای ایران نشاندهنده مقدار ریالی جریان کالا و خدمات، در یک دوره زمانی مشخص (عموماً یک سال) است. تحلیل تولید ناخالص داخلی مطالب فراوانی را درباره اینکه چگونه استاندارد زندگی در یک اقتصاد تغییر میکند آشکار میسازد؛از این رو رایجترین شاخصی است که برای اندازهگیری رفاه یک جامعه و مقایسه آن با سایر جوامع توسط اقتصاددانان به کار گرفته میشود.
تولید ناخالص ملی GNP (Gross national product)
یک متغیر جریان بوده و عبارت است از ارزش ریال سالانه تمامی کالاها و خدمات نهایی تولید شده به قیمتهای جاری (بازار) در اقتصاد ملی.
انواع اقتصاد:
- اقتصاد کلان
- اقتصاد خرد
اقتصاد کلان؛ شاخهای از علم اقتصاد است که با کارایی، ساختار، رفتار و تصمیمگیری اقتصاد در سطح کلان سروکار دارد؛ که این شامل اقتصاد ملی، منطقهای و جهانی میشود. اقتصاد کلان و اقتصاد خرد، یک جفت بخشبندی اقتصادی هستند که توسط "راگنار فریش" ابداع شدهاست و عمومیترین بخشبندی در اقتصاد هستند.
در مقایسه با اقتصاد کلان،
اقتصاد خرد؛ شاخهای از علم اقتصاد است که به مطالعه رفتار اشخاص و بنگاهها در تصمیمگیریها و کنشها میان این افراد و بنگاهها در بازارهای به دقت تعریف شده، میپردازد.
اقتصاد کلان به مطالعه شاخصهای تجمعی مثل تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری، درآمد ملی، شاخص قیمت و رابطه متقابل بین بخشهای مختلف اقتصاد به منظور درک بهتر چگونگی عملکرد اقتصاد میپردازد. اقتصاددانان کلان مدلهای اقتصادی را توسعه میبخشند تا ارتباط بین درآمد ملی، تولید، مصرف، بیکاری، تورم، پسانداز، سرمایهگذاری، تجارت بینالملل و مالیه بینالملل را توضیح دهند.
با اینکه اقتصاد کلان یک زمینه گستردهای برای مطالعه است، دو بخش عمده تحقیقاتی وجود دارد که سمبل نظم است: تلاش برای درک سبب و عواقب نوسان کوتاه مدت در درآمد ملی (چرخه تجاری)، و تلاش برای درک عامل تعیینکننده رشد اقتصادی (افزایش در درآمد ملی) بلند مدت. مدلهای اقتصاد کلان و پیشبینی آنها توسط دولتها برای کمک به توسعه و ارزیابی سیاستهای اقتصادی استفاده میشود.
زمینه های مختلف اقتصاد:
- شبه اقتصاد
- اقتصاد پنهان
- اقتصاد پایدار
اقتصاد پایدار
در پی یافتن تعادل، میان رشد تولید و رشد جمعیت است. در واقع یک اقتصاد ایستا یا پایدار، اقتصادی است که برای تراز کردن رشد با تمامیت محیط زیست، ایجاد شده است. این اقتصاد به استفاده كارآمد از منابع طبیعی کمک میکند و در عین حال، به دنبال توزیع عادلانه ثروت حاصل از توسعه آن منابع هم هست.
توسعه پایدار
مفهومی است که به واسطه پیامدهای منفی زیستمحیطی و اجتماعی ناشی از رویکردهای توسعه یکجانبه اقتصادی پس از انقلاب صنعتی و تغییر نگرش بشر به مفهوم رشد و پیشرفت پدید آمدهاست. این مفهوم تلاش دارد که با نگاهی نو به توسعه، اشتباهات گذشته بشری را تکرار نکند و توسعهای همهجانبه و متوازن را رقم بزند.
توسعه پایدار فرآیندی است که آیندهای مطلوب را برای جوامع بشری متصور میشود که در آن شرایط زندگی و استفاده از منابع، بدون آسیب رساندن به یکپارچگی، زیبایی و ثبات نظامهای حیاتی، نیازهای انسان را برطرف میسازد.
هزینه مبادله (Transaction Cost)
هزینهای است که ناشی از یک مبادله اقتصادی است. به عنوان مثال، اغلب مردم به هنگام خرید یا فروش یک دارایی باید مبلغی را به دلالان بپردازند. آن مبلغ، هزینه مبادله آن معامله میباشد. برخی از گونههای هزینه مبادله، هزینههای جمعآوری اطلاعات و جستجو و هزینه چانه زنی، میباشند. اقتصاد هزینه مبادله (Transaction Cost Economics=TCE) پیشینه طولانی دارد، چرا که قرنهاست واژه هزینه مبادله در ادبیات اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرد. یکی از اثرات عمیقی که توسعههای اخیر TCE را به وجود آوردهاست، نظریه اصطکاک میباشد. این نظریه بازار را به یک ماشینی تشبیه میکند که اصطکاک باعث انحراف کارکرد آن از وضعیت ایدهآل میشود.
مبادلات در جوامع ابتدایی به شکل پایاپای(تهاتری)انجام می گرفت.
معایب: موازنه این کالا ها کار دشواری بود، بسیاری از کالاهای مبادله شده فساد پذیر بودند، بعضی از این کالا ها به راحتی قابل حمل نبودند، گاهی اتفاق میافتاد که شخصی برای تامین نیازهایش مجبور بود چندین مبادله را انجام دهد.
به دنبال مشکلات مرحله قبل، بشر برای مبادلات خود، از کالاهایی با دوام و فاسد نشدنی و قابل تقسیم به تکه های کوچک و پر طرفدار استفاده کرد.
تورم:
اقتصاددانان افزایش در سطح عمومی قیمت ها را تورم می گویند. هر گونه افزایشی در قیمت را نمی توان تورم دانست؛ نرخ تورم، درصد افزایش سالانۀ سطح عمومی قیمت هاست.
نرخ تورم:
برای اندازه گیری تورم از شاخص قیمت مصرف کننده(CPI) بهره می برند.
شاخص قیمت مصرف کننده:
برای تشکیل شاخص قیمت مصرف کننده، دولت ها معمولاً یک سبد بازار یعنی بسته ای از کالاهای گوناگون را که عموم مصرف کنندگان احتمالاً خریداری می کنند در نظر میگیرند، سپس دولت هزینۀ این سبد بازار را در طول زمان رصد میکند.
اگر قیمت این سبد در طی یک دورۀ مشخص، ۱۵ درصد افزایش داشت، CPI نیز ۱۵ درصد افزایش دارد. سبد بازار طیف وسیعی از کالاها را شامل انواع مواد غذایی، ماشین، لباس، خدمات تفریحی و … پوشش می دهد.
قیمت:
قیمت یا بها، میزان پرداخت یا جبرانی است که توسط یک شخص به دیگری بهازای کالا یا خدمات داده میشود.
تعادل در بازار یک کالا:
نقطهای است که عرضه آن کالا با تقاضایش برابر باشد. به عبارتی، تعادل بازار نقطهای است که هیچ مازاد کالا یا کمبود کالایی نیست و در این شرایط هیچ تمایلی برای تغییر قیمت وجود ندارد.
تعادل در بازارهای مختلفی قابل طرح است از جمله تعادل بازار کالا و خدمات، بازار نیروی کار، بازار سرمایه.
تغییرات در تقاضا:
تغییر افزایشی (کاهشی) در مقدار تقاضا برای یک کالا به ازای کلیه قیمتها، منجر به تغییر تابع تقاضا و حرکت یافتن آن به سمت راست (چپ) میشود. در نتیجه تغییر افزایشی (کاهشی) تابع تقاضا، قیمت تعادلی و مقدار تعادلی در بازار، افزایش (کاهش) مییابند. شکل زیر تغییر افزایشی در تابع تقاضا را برای یک کالای فرضی نمایش میدهد.
تغییرات در عرضه:
تغییر کاهشی (افزایشی) در مقدار عرضه یک کالا به ازای کلیه قیمتها، منجر به تغییر تابع عرضه و حرکت یافتن آن به سمت چپ (راست) میشود. در نتیجه تغییر کاهشی (افزایشی) تابع عرضه، قیمت تعادلی در بازارافزایش (کاهش) و مقدار تعادلی کاهش (افزایش) مییابد. شکل زیر تغییر افزایشی در تابع عرضه را برای یک کالای فرضی نمایش میدهد.
شکست بازار:
منظور از شکست بازار عدم توانایی بازار در تخصیص کارای منابع است. وجود قدرت بازار یا اثر جانبی میتواند منجر به شکست بازار شود و در نتیجه آن قیمت و مقدار حاصل شده در بازار، منجر به تخصیص کارای منابع نخواهد شد.
ضریب جینی:
در اقتصاد، ضریب جینی، که گاهی اوقات شاخص جینی یا نسبت جینی نامیده میشود، معیاری از پراکندگی آماری است که برای نشان دادن نابرابری درآمد یا نابرابری ثروت در یک کشور یا هر گروه دیگر از مردم در نظر گرفته شدهاست. این مقاله توسط آمارشناس و جامعهشناس ایتالیایی کورادو جینی ساخته شدهاست.
ضریب جینی شاخصی اقتصادی برای محاسبه توزیع ثروت در میان مردم است. ضریب صفر جینی بیانگر برابری کامل است، جایی که همه مقادیر یکسان هستند. ضریب جینی یک (یا ۱۰۰٪) بیانگر حداکثر نابرابری در بین مقادیر است (به عنوان مثال، برای تعداد زیادی از افراد که فقط یک نفر کل درآمد یا مصرف را دارد و بقیه هیچ چیز ندارند، ضریب جینی تقریباً یک خواهد بود).بالا بودن این ضریب در یک کشور معمولاً به عنوان شاخصی از بالا بودن اختلاف طبقاتی و نابرابری درآمدی در این کشور در نظر گرفته میشود.
درآمد سرانه:
برای محاسبه درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی کشور را بر جمعیت تقسیم کرده عدد به دست آمده درآمد سرانه کشور است. لازم به ذکر است در کشور ایران برای سنجش وضعیت تولید در استانها، ارزش افزوده حاصله از نفت را حذف کرده و درآمد سرانه بدون نفت را محاسبه میکنند.
دکتر پدرام موسوی